السلام علیک یا انیس النفوس السلام علیک یا سلطان یا علی ابن موسی الرضا
ضامن غـــــــــزالک دل هردیــوانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ


دوستان من


























کجاست منتظرتو؟چه انتظارعجیبی

توبین منتظران هم،عزیزمن چه غریبی

چه کودکانه سپردیم،دل به بازی قسمت

عجیب تر که چه آسان،نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم،نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم، خداکند که بیایی

 

 

 

 

9 نظر

ریحانه ... | 19:17 - شنبه دهم اسفند 1392


 

مولای عزیزومهربانم مهدی فاطمه :

ناآگاهی وباورنداشتن غربت شما،اولین وجه غفلت من بوده است.دوست داشتم ازهمان اول ،اذان عشق شمارادر گوشم زمزمه کرده بودند.ای کاش مهدکودکم،مهدآشنایی باشمابود.ای کاش درکلاس اول دبستان،آموزگارم الفبای عشق تورا برایم می خواندونام زیبای شمارا سرمشق دفترچه تکلیفم قرار می داد.در دوران راهنمایی هیچ کس مرابه خیمه سبزشماراهنمایی نکرد.درکلاس تاریخ،کسی مرا باتاریخ غیبت و تنهایی شماآشنانساخت.دریغ که درکلاس ادبیات،آداب ادب ورزی به ساحت قدس شماراگوشزدنکردند.بیشترموضوع انشاءمن این بودکه«علم بهتراست یاثروت»ومن نوشتم«ثروت»،اماکمی بزرگترکه شدم نوشتم«علم».حال که دنیای علم وثروت راامروزمی بینم به این نتیجه رسیدم که بدون شما نه علم خوب است نه ثروت.

دردبیرستان،قطب شمال و جنوب جغرافیا،قطب مثبت ومنفی آهنربا و خواص آن راشناختم،امانیاموختم که قطب عالم امکان تنها توهستی.درزنگ شیمی،وقتی سخن از چرخش الکترون هابه دور هسته اتم به میان آمد،اشارتی کافی بودکه من بفهمم تمام عالم هستی گرد وجودشمامی چرخد.

ای کاش درکنارانواع فرمول های پیچیده ریاضی،فیزیک،شیمی وخیلی فرمول های دیگر،فرمول ساده ارتباط با شما را نیزبه من یادمی دادند.

ازفضای نیمه بسته مدرسه وارد فضای باز دانشگاه شدم در آنجاوضع ازاین هم اسفبارتربود.پرچمی به نام شمابرافراشته نبود،کسی به سوی شمادعوت نمی کرد.

پس ازفراغت ازتحصیل،دغدغه کاروزندگی،فرصتی برای فکرکردن به شما باقی نگذاشت.حال به این واقعیت رسیدم که خوشبختی و سعادت راتنها باحضور شمامی توان درک کرد ودنیای امروز باتمام تکنولوژی و پیشرفتی که داردبدون شمامعنایی نداردوتنهاظهورشما می تواندما را به آرامش برساندو خداوندبه خاطرشما واز تصدّق وجودشما،نعمت های خود را به ماارزانی می دارد.

به این نتیجه رسیدم که اگردنیا را خورشیدوجودت روشن خواهدکرد به آن معنا نیست که تا آمدنت درتاریکی غیبت بنشینیم،آقا می خواهم این زندگی راباشماشروع کنم،با شما عهدمی بندم که نمازم را بی دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهورشماتمام نکنم وبرای این مدعا،سجاده ام را به شهادت می گیرم. ای آقای مهربانی ها و ای کانون محبت...تنهایم،دستم را بگیر.

 

                             تا نیایی گره ازکاربشر وا نشود       درد ماجز به ظهورتومداوانشود. 



یک نظر

ریحانه ... | 8:9 - سه شنبه ششم اسفند 1392


 

چندی پیش سید علی عزیزی که کودک پنج ساله*ای است، به همراه پدر خود برای اقامه نماز به حسینیه امام خمینی(ره) خدمت مقام معظم رهبری رفته بود.
وقتی آیت*الله خامنه*ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برای اقامه نماز وارد حسینیه می*شوند؛ سید علی ۵ ساله دست پدر خود را رها می*کند و به سمت ایشان می*دود و دست رهبر انقلاب را می*گیرد.
سید علی که علی*رغم سن کم خود حافظ ۵ جزء قرآن کریم نیز هست، خطاب به رهبر انقلاب می*گوید: “آقا می*شود چفیه*تان را به من بدهید؟”. تصویر هدیه شدن چفیه رهبری واقعه*ای بوده که او بارها از تلویزیون آن را تماشا کرده است.
مقام معظم رهبری پاسخ درخواست سیدعلی را با لبخندی داده و خطاب به همراهان خود می*گویند که ” چفیه را بدهید به آقا”. پدر سید علی در خاطره*ای می*گوید: از آن به بعد هر وقت با این بچه هم کلام می*شوم او به من می*گوید که “آقا به من گفتند آقا”.

در ادامه ماجرای دیدار این کودک با رهبر انقلاب در حالی*که آیت*الله خامنه*ای دست نوازش بر سر او می*کشیدند، سید علی ۵ ساله از ایشان می*پرسد: “آقا شما که اینقدر مهربان هستید، چرا آمریکا اینقدر از شما می*ترسد؟” که این سؤال با لبخند دیگری از سوی رهبر انقلاب مواجه می*شود. در همین هنگام یکی از همراهان رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال سید علی می*گوید: “حضرت آقا آدم خوبی است؛ و چون از خدا می*ترسد آن*ها(آمریکایی*ها) هم از آقا می*ترسند

3 نظر

ریحانه ... | 20:53 - یکشنبه چهارم اسفند 1392


 

تقصیرمن است اینکه کم می آیی

هرگاه شدم اســــــــیرغم می آیی

این جمعه وجمعه های دیگرحرف است

آدم بشوم سه شنبه هم می آیی

اللهم عجل لولیک الفرج


بدون نظر

ریحانه ... | 23:17 - جمعه دوم اسفند 1392


بدون نظر

ریحانه ... | 12:24 - جمعه دوم اسفند 1392